سيد علي اكبر قرشي
250
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« نهج » آمده است ، يكى در « جلم » گذشت و ديگرى در خ 129 ، 187 كه فرموده : « اليس قد ظعنوا جميعا عن هذه الدنيا الدنّيهّ . . . و اهل خلقتم الّا فى حثالة لا تلتقى بذّمهم الشفتان استصغارا لقدرهم . . . » آيا همهء پيشينيان از اين دنياى پست نرفتهاند ، . . . آيا آفريده نشدهايد در ميان بى ارزشهائيكه حتى لبان انسان به ذمّشان حركت نمى كند به علت كوچكى قدرشان منظور از « حثاله » انسانهاى پست و بى ارزش هستند ، كلام در حدّ بلاغت عالى و « يدرك لا يوصف » است . حجب : حجب و حجاب مصدر است به معنى پوشاندن و مستور كردن و منع از دخول : « حجب حجبا و حجابا : ستره و منعه من الدخول » حجاب به معنى پرده آيد و هر چيزى كه با آن چيزى را بپوشانند حجاب است . احتجاب : پوشاندن خود . « حاجب » دربان . كه اميرى را از ديگران مى پوشاند و مانع از دخول به او مىشود . از اين ماده بيست و شش مورد در « نهج » آمده است . : « اللهم لك الحمد على ما تأخذ و تعطى . . . حمدا لا يحجب عنك و لا يقصر دونك » خ 160 ، 225 ، خدايا تو را حمد مى كنم بر آنچه مى گيرى و مى دهى . . . حمديكه از تو محجوب و ممنوع نمى شود ، و به درگاهت مى رسد . و از رسيدن به تو كوتاه نمى گردد . و نيز فرمايد : اگر مى ديديد آنچه را كه مردگان ديدهاند ناله مى كرديد و مى ترسيديد و به حرف حق گوش مى داديد و اطاعت مى كرديد : « و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا و قريب ما يطرح الحجاب » امّا از شما پوشيده است آنچه آنها ديدهاند ، و نزديك است كه حجاب از شما برداشته شود و به بينيد . « الغيب المحجوب » خ 91 ، 125 چيزهائى كه از بشر مخفى نگاه داشته شده است و به مالك مى نويسد : « فلا تطولنّ احتجابك عن رعيّتك » نامهء 53 ، 441 . حج : در لغت به معنى قصد و در شريعت قصد خانه خداست . در اقرب الموارد گويد : حجّ به كسر اول لغتى است در حجّ به فتح اول و هر دو بيك معنى هستند ، بقول بعضى : آن به فتح اول - اسم و به كسر اول - مصدر است ناگفته نماند در قرآن مجيد يا به فتح اول - اسم و به كسر اول به معنى قصد آمده است